امیر رضا همه کس الی مامان و بابا دلدلامیر رضا همه کس الی مامان و بابا دلدل، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

اِليــــــــــــما

بهار خانم دلِ ما یه جایِ قصه انگار منتظر شما بود...

1- حالا که روزهای هفته تک افتاده اند و هر کدامشان که می روند آخرینِ بازمانده ی جنسِ خودشان در امسالند، دلم برای اسب نود و سه تنگ شده است .... سال بدی هم نبودی ها پُر از رخدادهای ِ امتحان نشده، اتفاق هایِ دست اول... 2- چهار طبقه را که با آرامش از بالا به پایین صفر کنی، چشمانت از پشت ِ شیشه هایِ پنجره ی دوده گرفته ، سبزی جوانه های رُخ نموده ی درختان را به رخَت می کشاند، بهار آمده، همین جا پشتِ بلندایِ خشکِ درختان ... کاش ما هم زودتر از هر چه ممکن است، مثلِ آن شاخه های ِ بالایی سبز شویم ... بهاری شویم 3- دور تندِ هفته ی قبل کند شده، هر چه به موعود نزدیک تر هم می شویم کند تر می شود، خیلی ها مثل من از مسابقه کنار کشیده اند و دست ها...
24 اسفند 1393

اوصیکم ....

اوصیکم ....اوصیکم .... اوصیکم آن همه با کلی خواهش .... مراقبِ روزهایِ قشنگ منتهی به آمدنِ بهار باشید، اصلاً روایت است شور و شعف، حس و حالی که در این روزها به وضوح مشهود است خیلی پررنگ تر از روزهایی است که بهار رسماً رسیده و توپِ آمدنش را درست لحظه ی تحویل ماه از زمستان به بهار زده اند ... ابن بدو بدو های آدم ها، اتاق هایی که بعد سالی دنیا را بی پرده می بینند، باغچه های بیل خورده و سطل های پر زباله ای که ته مانده ی خاطراتمان را از ما به دیگری می رساند، خرید های هول هولکی بی توجیه، حراجِ تَه مانده های ِ مغازه ها، بازار داغِ شیرینی و آجیل با زمزمه ی خیلی هم واجب نیست... همه دیدن دارد ...یک کمی هم در کنارِ خوش به حالی زمین و زمان و ک...
16 اسفند 1393

back bag

این یکی را خودم  به سر جمعِ آب در هاون کوبیدن های مادرانه ام اضافه می کنم، نشد که رفاقتِ عمیقش با شخصیت های کارتونی مورد علاقه اش آنقدر قوی نشود که نشوند جزیی از روزمرگی هایش! ده پانزده روز اخیر back bag می خواست تا مثل "دورا" اسباب و وسایلش را آن تو بگذارد و با خودش این سمت و آن سمت ببرد و در راس همه ی وسیله ها ، این بادکنک هایی هستند که تمام خانه را پر کردند و یکی در  میان در خواب و بیداری تَقشان به خاطر چینی بودنشان در می رود. تمام این روزهای اخیر را منتظر بود خاله بیاید و باهم برویم و کوله پشتی نارنجی بخریم و بادکنک های ننگی ننگی!!!(همان رنگی رنگی شما) را در جیب کوله اش بگذاریم تا دیروز که روز موعود رسید ا...
13 اسفند 1393
1