سخاوت امیر فندقی
امیرم خیلی زود درس زندگیش رسید به بخشِ سختِ سخاوت، به بخشیدن چیزی که مال خودِ خودش است ، اصلاً الان مهمترین داراییش محسوب می شود، و حالا امیر رضای مادر مردانه و سخی قسمت می کند غذایش را با آرمانی که فقط چند روز از زمینی شدنش می گذرد و رضایت داده از بهترین و امن ترین جای گیتی بیاید و میهمان آغوش ما شود، کسی چه می داند شاید هم از بدِ حادثه این جا به پناه آمده است.... انگار نه انگار تنها 5 ماه و13 روز از آنقدری بودن امیررضا می گذرد، اینقدر ذوق دست ها و پاهای کوچکش را کردم ، با سر انگشتانم و کلی احتیاط گونه اش را نوازش کردم ، که انگار سالهاست از مادرِ نوزاد بودنِ من می گذرد، اصلا کودک درونم از 5 ماه و 18 روزگی کوچک شد و کوچک شد تا رسید به 4 رو...
نویسنده :
اِليــــما
9:28



