خ مثل خاله
مامان تک دختر بود ... الان هم هست .... همین باعث شد من هیچوقت در زندگی طعمِ مهرِ خاله ی واقعی را تجربه نکرده باشم اما این به آن معنی نیست که خاله هم نداشتم ... همه ی همکاران و دوستان مامان . . . کم کم شدند خاله خانم ... رنگ و وارنگ ... و تازه از همه رنگ خاله اکی خاله فروغ خاله پروانه خاله مرضيه خاله شهين و . . . هر كدامشان يه طعم خاص داشتند ... يه حالِ متفاوت با آورده هايي جورواجور براي ما و بچگي هايمان خدا را شكر همان موقع كه كلاس سومّ بودم عقلم خوب كار كرد و نگرانِ اين روزهايِ پسرك شدم ... كه دردِ بي خاله اي را برايش همان ...


