امیر فندق در پایان 5 ماهگی
پسرک که 5 ماهش تمام می شود، تو مکث می کنی ، نه اصلا ایست می کنی همه چیز و همه کار را رها می کنی ، چهار زانو می نشینی، سرت را بر زانوانت رها می کنی و هی فکر می کنی هی فکر می کنی هی فکر می کنی صدای امیرک می آید ، با جک و جانورهای داخل بی بی انیشتین معاشرت می کند ، گاهی خنده گاهی نق نق گاهی جیغ هایی آرام و کوتاه و گاهی هم گویا دعوایشان می کند بلندتر ، جدی تر و تو میشنوی حضور صدادار این روزهایش را، مرغ ذهنت می پرد به سال قبل و همین روزها که شاید کمتر کسانی می دانستند که تو یک آدم دو قلبه هستی این روزها... امیرت که 5 ماهه می شود ، تو 5 ماه تمام است که مادری را مشق کرده ای؛ می دانی وقتی دکتر نریمان می گوید جوجه ات تنها 48 ساعت وقت ...
نویسنده :
اِليــــما
9:14



