تصمیمات اردی بهشتی...
دیشب من که خوابم گرفت ، امیرک تازه بازیش گل کرده بود ، به هزار ترفند و قصه و متل خوابش که کردیم ، تازه من بازیم گرفت فکرم بپر بپری را شروع کرد از این سر زندگی تا آن سر زندگی چقدر به خودم خندیدم ، به سادگیم ، به بی تجربگیم اردیبهشت 91 که رسید ، سنگینی امیرک که آن وقتها آراد بود برایم محسوس شد ، هوای ماه محبوبم که شامه ام را نواخت دلم پر کشید برای یک کوه نوردی صبح زود پنجشنبه ای بهاری ، حتی به تنهایی!!!!!!!!دیدم نمی شود گفتم پسرک که مرداد به دنیا آمد عوض این کوه نرفته را شهریور ماه با یک کوه نوردی اخر تابستانی در می آورم، و مطمین بودم که خواهم رفت امروز 5 دی ماه است ، فردا امیرک 5 ماهش تمام می شود و من در کل این مد...




